جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
330
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
اما مفاهيم و معانى آزادى ، ناشى از روابط و علائقى است كه فرزندان جامعه ، به آن مقدار كه از وجدانها و ضمائر افراد مىجوشد ، با آن پيوند و ارتباط مىيابند . اين مفاهيم اركان و پايههايى در اينجا و آنجا دارند كه مقياسهاى آزادى بر آنها استوار است . انديشه و آزمايش ، و همچنين علىبن ابيطالب ، آن را اينچنين تقرير و بيان داشتهاند . اما آن علائق و پيوندهايى كه افراد يك جامعه را به هم مرتبط مىسازند ، دو صفت و حالت فردى واجتماعى را دارند و امام سياست و حكومت و مديريت خود را وقف اصلاح آنها نمود تا زندگى سعادتمندانه را براى مردم بهوجود آورد و به آنان فرصت دهد كه در ميدان آزادى ، به بهترين و زيباترين اشكال و مفاهيم آن ، دست يابند و آن را در افق وسيع انسانى گسترش دهند . نخستين گامى كه علىبن ابيطالب در اين زمينه برداشت آن بود كه مسئوليت و وظيفه خود را در تأييد و تثبيت آنچه حق و درست است و درهمكوبيدن هرچه باطل و خطا است ، اعلام دارد تا بدينوسيله مردم را از هرگونه اقدام يا انديشه خطايى بازدارد كه ممكن است محرك آنان در ارتكاب گناه فردى و اجتماعى گردد . زيرا ممكن است آنان بهخاطر دوستى و توصيه و خويشاوندى و يا خدمتى كه انجام دادهاند ، به بخشش آن گناه اميدوار باشند و درنتيجه ، كار و انديشه آنان به ضرر جامعه و توده تمام شود ! او سپس براى تقرير اين مسئوليت ، پيش از خلافت و بعد از آن ، نمونههاى محكمى از گفتار و كردار خود را بهدست مىدهد . و به مردم روش مثبتى بر اساس توجه به نيكى و تحكيم عوامل خير نشان